7 July по старому стилю / 20 July New Style

رنج های شهید مقدس کریاکیا

در دوران فرمانروایی امپراتور دیوکلیتیان، یک مسیحی به نام دوروفیوس و همسرش به نام اوسیویاس، که فرزند نداشتند، از خدا خواستند که فرزندانشان را به آنها عطا کند و قول دادند که اگر فرزندشان را به دنیا آورند، او را وقف کنند.

در یک روز یکشنبه، پس از دعای آنان، یک نوزاد دختر به دنیا آمد که نامش را کیریاکیا [کیریاکیا از یونانی به معنی خداوند، متعلق به خداوند] گذاشتند و او را با تعمید مقدس تعمید دادند.

گالریوس، حاکم همکار دیوکلیتیانوس، او را تشویق کرد تا یک قانون عمومی علیه مسیحیان صادر کند. این قانون دستور می داد که کلیساهای مسیحیان تخریب شوند، کتابهای مقدس بسوزانند و مسیحیان از تمام حقوق و وظایف مدنی محروم شوند.

آزار و شکنجه در دوران دیوکلیتیان از جمله خشونت های شدید و تعداد زیادی از شهیدانی بود که در یک روز از ۱۰ تا ۱۰۰۰ نفر و بیشتر به واسطه بیماری کشته می شدند.] ، و والدین متدین با دخترشان به امپراتور دیوکلیتیان تحویل داده شدند، که بعد از محاکمه آنها، ابتدا دستور داد که آنها را برای مدت طولانی کتک بزند و سپس دوروفیا و یوسویا را به کشور میتیلین فرستاد.

در دریای اژه نزدیک ساحل غربی میزیای آسیا کوچک و از شهر اصلی که بعداً به نام میتیلین نامگذاری شد.] به حاکم یوستوس، و کیریاکیا <unk> به نیکومیدیا [نیکومیدیا <unk> پایتخت امپراتوری شرقی روم، اقامتگاه امپراتور دیوکلیتیان، یک شهر عالی در منطقه بیفینیا، در ساحل پروپونتیدا (دریا مرمر) در شمال شرقی آسیا کوچک.] به سزار ماکسیمیانوس [زمان مرگ شهید مقدس کیریاکیا، به اعتقاد برخی، بود

سال 303، و به نظر فیلارت (زندگی مقدسین، ژوئیه، ص.

60) او در سال 289 فوت کرد؛ اما با توجه به اینکه قاضی سنت کریاکیا مکسمیان گالریوس بود و شکنجه های او در نیکومیدیا اتفاق افتاد، بهتر است فکر کنیم که او در سال 303 در ابتدای آزار و شکنجه ای که دیوکلیتیان ایجاد کرد، درگذشت.] .

در طول این شکنجه، کریاکیا در حال دعا بود، و این باعث شد که مکسیمین به شدت خشمگین شود، اما شهید مقدس به او گفت: " فریب نخور، مکسیمین! هرگز نمی توانی مرا مجبور به اطاعت از اراده خود کنی، زیرا خدا به من کمک می کند.

پس از آن، مکسمیان کلیاکیا مقدس را به حاکم بیتنی7 ایلارین فرستاد، که از او بازجویی کرد و دستور داد که او را به معبد بت ها وارد کند، اما مقدس دعا کرد و در پی دعای او زلزله شدید رخ داد، و تمام بت های موجود در معبد به زمین افتاد و به خاک ریختند، طوفان به معبد وارد شد و خاک را به هوا بالا برد، و سپس برق آتشین درخشید و چهره حاکم ایلارین را سوخت، پس از آن او از صندلی خود افتاد و بلافاصله در آنجا مرد.

در آن هنگام، شاهزاده ي ديگرى كه از آن اول بود، آمد و همه چيز را فهميد. و فرمان داد كه كريخيا را به آتش برسانند.

پس از چند روز، فرمانده در محکمه نشست و حکم مرگ او را داد.

در آن هنگام، صدایی از آسمان به آنها گفت: "ای برادران، بروید و کارهای بزرگ خدا را بیان کنید". پس از این، سربازان بازگشتند و خدا را جلال می دادند.

در همین روز، ایفروسینیا مقدس، در سال ۱۴۰۷، در جهان یوفدکیا، شاهزاده بزرگ مسکو، قرار گرفت.